بیوگرافی مسجدسلیمان

فهرست مطالب

جدیدترین مطالب

Picture of عبدالرضا رضایی

عبدالرضا رضایی

ام.آی.اس الکترونیک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مسجدسلیمان شهری تاریخی در میان کوه‌های زاگرس و از شهرهای بختیاری‌نشین استان خوزستان در کشور ایران است.

. از دیدنی‌های این شهر می‌توان به دامنه کوه آسماری، تفرجگاه تمبی،گلگیر، معبد سرمسجد و معبد برد نشانده اشاره کرد. یکی از عوامل ایجاد و گسترش شهر مسجدسلیمان، اکتشاف نفت در این منطقه بود.

اين شهر از شمال غرب به شهرستان شوشتر، از شمال به بخش لالي، از جنوب شرق به شهرستان ايذه، و از جنوب غرب به شهر اهواز محدود مي‌شود. ساکنان اين شهر را طوايف مختلفي از قوم بختياري تشکيل مي‌دهند ولي با کشف نفت در منطقه افراد ديگري از ساير مناطق به منظور کسب و کار به اين شهر آمدند و رفته رفته بصورت دائم در اين شهر ساکن شدند.

انديکا و لالي و دشت بزرگ از بخش‌هاي تابعه اين شهرستان هستند. مسجد سليمان جاذبه‌هاي تاريخي فراواني دارد و يکي از تفريحگاه‌هاي ديدني آن منطقه‌اي به‌نام تمبي است. يکي از مهمترين مکانهاي تاريخي و باستاني اين شهرستان نيز منطقه‌اي است بنام معبد سر مسجد که در شمال شرق شهر مسجد سليمان واقع ‌است.

هيات باستان‌شناسي فرانسوي سال 2007 در مسجد سليمان موفق به کشفيات مهمي شد. پروفسور گيرشمن رئيس اين هيات عقيده داشت که محل کنوني مسجد سليمان (پارسوماش و بعدها انشان ) قديمي‌‌ترين پايتخت پادشاهي هخامنشي بوده ‌است. يکي ازعوامل ايجاد و گسترش شهر مسجد سليمان اکتشاف نفت دراين منطقه ‌است. مي‌دانيم که، ويليام ناکس دارسي با بستن قراردادي با حكومت قاجار مجوز جستجو و اکتشاف نفت در ايران را گرفت و تيم اکتشاف وي اين طلاي سياه را براي نخستين بار در خاورميانه در مسجد سليمان کشف کرد. به يقين اين واقعه سرنوشت کشور ما و حتي منطقه خاورميانه را دگرگون ساخت. با توسعه صنعت نفت و پتروشيمي و همچنين ايجاد صنايع وابسته لزوم تسلط بر منابع نفتي و کشورهايي که داراي اين منابع هستند، در دستور کار قدرتهاي برتر اقتصادي، سياسي و نظامي وقت قرار گرفت.

اين منطقه که تا يک قرن پيش محل سکونت کوچ نشينان بختياري بود به واقع شهري استثنايي است. براي آنکه بتوانيم اين شهر را بدرستي شناسايي کنيم، ناگزيريم که تاريخ آن را با دقت بيشتري مرور کنيم.

تاريخچه مسجدسليمان:

مسجدسلیمان را در دوره تمدن ایلام آساکمی‌نامیدند که بخشی از منطقه سیماش عیلام تلقی می‌شد؛ ولی پس از حمله آریایی‌ها و شکست عیلامیان نام آن به «پارسوماش» تغییر پیدا کرد.در فاصله اواسط سدهٔ ۹ تا اوایل سدهٔ ۷ پیش از میلاد قومی آریایی به نام ‍ «پارسوا» از دامنه‌های شمال غربی زاگرس و کوه‌های بختیاری به جلگه خوزستان فرود آمدند و مسجدسلیمان کنونی از جمله مناطقی بود که در آن سکنی گزیدند. این قوم نیمه بدوی که متکی بر معیشت شبانی و به ویژه تربیت اسب بودند، بعد از آشنایی با کشاورزی و ترک کوچ‌نشینی، در نواحی کوهپایه‌ای جلگه، شهر تازه‌ای بنا نهادند و آنرا به یاد سرزمین گذشته خود که «پارسوا» نام داشت، «پارسوماش» خواندند.در شمال شرقی مسجدسلیمان برروی تپه‌ای باستانی بنام سرمسجد آتشکده‌ای مربوط به آن دوران وجود دارد که پروفسورگیرشمن باستان‌شناس فرانسوی این آتشکده را مربوط به دوران پارس‌ها می‌داند و آنرا زادگاه چیش پش اول هخامنشی جد کوروش بزرگ می‌داند. مسجدسلیمان را در قدیم سرمسجد می‌نامیدند و علت آن وجود این آتشکدهٔ باستانی بود. در زمان حمله اعراب تازی‌ها می‌خواستند که آنرا از بین ببرند اما ایرانیان به دروغ به آنها گفتند که این معبد ساخت سلیمان نبی می‌باشد و چون سلیمان بسیار مورد احترام اعراب بود آنها از این عمل سر باز زدند. در سال ۱۳۰۳ هجری شمسی هنگام بازدید رضاخان از سرمسجد وقتی که او این ماجرا را شنید دستور به تغییرنام سرمسجد به مسجدسلیمان داد و بدین ترتیب در سال ۱۳۰۵ و به تصویب مجلس شورای ملی نام مسجدسلیمان را بر این شهر نهادند.

اعتقاد ایرانیان به آتش به عنوان نمادی ازاهورامزدا و جوشش روغن مقدس قابل اشتعال بر سطح زمین در شهر پارسوماش باعث شد تا این شهر دارای آتشکده‌های همیشه جاویدان شده و بنابراین شهر از لحاظ مذهبی نیز به شدت اهمیت یافت، به گونه‌ای که آتش این آتشکده تا زمان «هارون الرشید» نیز روشن بود

بنابر نشانه‌هاي بازمانده از بناي بزرگ با ديواره‌هايي سترگ و اِيوان‌هاي پايدار بر بالاي تپه‌اي به نام سَرمَسجد که جايگاه شهر کنوني مسجد سليمان بوده ‌است. «پارسوماش»، را مي‌توان نخستين شهر آريائيان و نياي پاسارگاد و تخت جمشيد ناميد و آغازگر شهر نشيني پارسيان و ايجاد کشوري دانست که ايران مي‌خوانيمش. اهميت مذهبي و اعتقادات مردم به پاک و مقدس بودن اين شهر به حدي زياد شد که حتي بعد از ورود اسلام، ايرانيان براي زيارت به اين شهرسفر مي‌کردند. لذا هويت مذهبي آن مانند ديگر اماکن مقدس همچنان باقيمانده و نام «مسجد سليمان» نيز در همين راستا بر آن اطلاق شد.

رونق دوباره اين نخستين شهر پارسيان بعد از گذشت چندين سده در 4 بامداد 5 خرداد 1287 هجري شمسي (1908ميلادي) با فوران نفت از ميدان نمره يک در ميانه مسجد سليمان کنوني آغازشد. فوراني که حيات اقتصادي و اجتماعي مسجد سليمان و بعد ايران را دگرگون کرد. ولي اين بار بانيان شهر نه شبانان پارسي فرود آمده از کوه‌ها، بلکه فرنگيان شهرنشين و صنعتگر و به اصطلاح مدنيت يافته و جهانگشاياني بودند که از درياهاي دور آينده خود را در اين سرزمين يافته بودند. اين بيگانگان زيرک به مدد متون تاريخي (همچون نوشته‌هاي هردوت) دريافته بودند که ايرانيان در اين محل از روغن مقدسي که به طور طبيعي از زمين بيرون رانده مي‌شد، استفاده‌هاي گوناگون کرده و آتش جاويدان خود را در اين جايگاه مي‌جسته‌اند. پس نماينده پيگير و ماجراجوي آنها به نام «ويليام ناکس دارسي» انگليسي با شرکت خود به نام «سنديکاي امتيازات» موفق شدند با انتقال فن‌شناسي و تجهيزات لازم و حفر چاه به سرچشمه آتش جاويدان پارسيان دست يابند. بعد از کشف و فوران نفت در مسجد سليمان با دخالت دولت انگليس، شرکت ذکر شده به شرکت «نفت ايران و انگليس» تبديل شد. اين شرکت زميني را که طلاي سياه زير آن خفته بود خريداري کرد و راه برون رفت نفت يا جزيره آبادان را هم از شيخ خزعل به اجاره گرفت.

با اتمام خط لوله مسجد سليمان به آبادان از 1912 ميلادي حيات مجدد مسجدسليمان آغاز شد.استخراج نفت که در اين سال 43 هزار تن بود، تا آخر جنگ جهاني اول (1918ميلادي) به ساليانه يك ميليون تن و تا 1925 ميلادي به بيش از 4 ميليون تن در سال رسيد. مسجد سليمان تا سال 1928 ميلادي تنها منبع استخراج نفت ايران بود تا دراين سال در ميدان نفتي بزرگ هفتگل نيز فوران نفت آغاز شد و مسجد سليمان در توليد نفت از انحصار خارج شد. اما توليد در منطقه همچنان افزايش يافت به طوري که در سال 1314 هـ . ش (1935ميلادي) به اوج توليد در سراسر بهره‌برداري (127 هزار بشکه در روز) رسيد. بعد از افتي کوتاه در توليد نفت به علت ملي شدن اين صنعت در ايران (1330ـ33 هـ . ش) به دليل دسيسه‌هاي شرکت نفت ايران و انگليس و دولت امپرياليستي انگليس بار ديگر استخراج نفت افزون شد که تا سال 1345 هـ . ش کما بيش ثابت بود (سالانه حدود 30 ميليون بشکه) اما از اين سال به بعد توليد نفت به سرعت کاهش يافت و بعد از بسته شدن چاه‌ها در سالهاي 60 و 1359 هـ . ش توليد سالانه آن به حدود توليد روزانه در گذشته محدود شد. دليل کم شدن توليد نفت اين است که بعد از حدود 70 سال بهره برداري مداوم 98درصد از مقدار نفت قابل حصول به صورت طبيعي از منطقه استخراج شد و از آنجا که بهره‌برداري از ديگر ميدان‌هاي نفتي به ويژه ميدان‌هاي نفتي مرزي از اولويت برخوردار شد، استخراج نفت در مسجد سليمان که بايد با تزريق آب يا گاز انجام پذيرد، متوقف شد.

جاذبه‌هاي گردشگري:

ظرفيت‌هاي گردشگري مسجد سليمان را به واسطه ساختار منحصر به فرد تاريخي جغرافيايي و صنعتي اين شهر مي‌توان در بخش‌هاي مختلف آثار تاريخي و باستاني، ابنيه مذهبي، جاذبه‌هاي طبيعي، آثار صنعتي و قابليت‌هاي قابل تامل در زمينه قوم شناسي و فولكلور بختياري تقسيم بندي و معرفي کرد.

آثار تاريخي و باستاني:

چنانچه بخواهيم آثار تاريخي مسجد سليمان را براساس قدمت تاريخي و پيشينه باستاني معرفي كنيم، بدون شك بايد در نخستين گام از غار پبده در تنگ پبده واقع در اطراف لالي و در كوه‌هاي بختياري نام ببريم كه مصائب رسيدن به اين محل براي علاقه مندان و مشتاقان ديدار از آن بدون شك قابل تحمل خواهد بود. بويژه اين كه بدانيم اين محل قديمي‌ترين ونخستين خاستگاه انسان غار نشين است كه در ايران شناسايي شده و در نزد باستان شناسان و دانشمندان ديرينه شناسي محلي شناخته شده و ارزشمند است. اين محل نخستين بار توسط مستشرق معروف پروفسور گيرشمن در بهار 1949 ميلادي شناسايي شد غار پبده سندي بر قدمت سكونت نوع بشر از نخستين ادوار زيستي در اين ناحيه از سرزمين ايران است، كه جايگاه مهم اين ناحيه را از دير باز تاكنون تاييد مي‌کند.

بر اساس قدمت زماني ادامه دهيم بايد به بخش انديكا رفته و از قديمي‌ترين اقامتگاه قوم پارس در جنوب غرب ايران يعني قلعه پرشكوه (بردي) ياد كنيم. قلعه بردي بنايي باستاني است كه سنگ‌هاي روي هم چيده شده آن، در گذر زمان شكوه و عظمت خود را حفظ كرده‌اند و با ديدار از آن مي‌توان به قرن‌ها پيش سفر كرد و محل زندگي اقوام آريايي پارس را مشاهده کرد. از دوران نخستين حضور پارسيان در اين منطقه آثار و بناهاي بسيار زيادي در مركز و حومه مسجد سليمان برجامانده‌اند كه برخي ثبت شده‌اند و برخي نيز حتي تاكنون رسماً شناسايي نشده‌اند.

ز اين آثار در كوه‌هاي بختياري و مسجد سليمان بسيار زيادند كه متاسفانه برخي هنوز هم بعلت صعب العبور بودن راه‌ها و نبود امكانات به صورت دقيق مورد پژوهش قرار نگرفته اند.

اما از معروف‌ترين اين آثار در مركز و حومه مسجدسليمان بايد به «برد نشانده» در مسير منتهي به سد شهيد عباسپور و همچنين صفحه سر مسجد، تپه نمره 2 و كلگله زرين در مركز شهر ياد كرد كه نشاني آنها را مي‌توان از بيشتر ساكنين مسجد سليمان پرسيد. در ميان آثار باستاني در مركز شهر صفحه باستاني سر مسجد در جاده‌اي منتهي به فرودگاه مسجد سليمان و در محله‌اي به همين نام از ديگر آثار مهم‌تر است و ساختار و شكل باشكوهتري دارد و كشفيات به دست آمده از آن نيز نسبت به كشفيات تپه نمره 2 منحصر به سكه‌هاي قديمي و تپه كلگه زرين كه منحصر به سكه‌هاي باستاني بوده، بيشتر است.

از آثار مذهبي اين دوران و آيين زرتشتي بايد به تصوير حكاكي شده‌اي از يك صفحه نمايش در منطقه لهيري در تنگه صعلوك در كوه سياه (كوه شه به گويش محلي) اشاره کرد. در روستاي بتوند نيز آثار و كشفياتي از دوران باستان به دست آمده و اين روستا نيز يكي از مكان‌‌هاي بسيار مهم براي پژوهش‌هاي باستانشناسي و گمانه‌زني است كه البته چنان كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفته است. علاوه‌بر اين نواحي انديكا، بازفت و دشت شيرين بهار هم داراي آثار باستاني بسياري هستند كه از جمله آنها مي‌توان به آثار شاهزاده قديمي دوران هخامنشي و ساماني، تنديس‌ها و مجسمه‌هاي دشت شيمبار، آثار دره كوراب نزديك قلعه بازفت، آثار پل باستاني منطقه گدار منطقه دلا و بسياري آثار كوچك و بزرگ ديگر كه هر كدام سندي بر قدمت تاريخ اين سرزمين هستنداشاره کرد.

اما از آثار مربوط به دوران باستان كه بگذريم مسجد سليمان و حومه آثار و بناهايي دارد كه مربوط به دوران متاخر‌تر بوده و مشخصاً در دوران اتابكان و خوانين بختياري رونق و شهرت داشته اند، از جمله اين آثار بايد به عمارت (بنه‌ وار) در منطقه لالي و قلعه ليت و قلعه خواجه و چند عمارت ديگر در منطقه انديكا اشاره کرد كه بخش ديگري از تاريخ اين سر زمين را در دل خود نهفته‌اند.